داود بن علينقى وزير وظايف

142

سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى )

در خواب مىگويم كه معنى اين آن است كه هر چه خواسته‌ام خداوند به حقير عنايت فرموده است ، چون وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ . « 1 » خيار هم در اواخر در بازار پيدا شد ، روزها را خيار مىخورديم ، اما گران بود ، هنداونه كه از اول فراوان بود ، چيزى كه كم است ، انار ترش كه خيلى كم و خيلى هم گران است ، نارنج خيلى فراوان است و تعريف دارد ، سيد صاحب خانه ما ، خيلى خوب سيدى بود ، منزل را به هفت ليره كرايه كرده بوديم ، لازم راه از تشك و كجاوه و روپوش و غيره كه لوازم بود تهيه كرديم ، تا جناب قنسول كى مرخص كنند كه حركت كنيم . قبرستان مكه « قبرستان مكه » در دامنه كوه ، در ميان دره مانندى در بيرون دروازه « منا » واقع است ، در سمت دست‌چپ راه ، قبرستان خيلى بزرگى است ، اول قبر مطهره « حضرت خديجه ام‌ّالمؤمنين » بنت‌خويلد ، « أوّل‌مسلمة وأوّل‌مَنْ اسْلَمَ ومَنْ صَلّى مَع‌َرَسُول‌ِاللَّه » « 2 » - سلام اللَّه عليه و عليها - است ، و كفى بها فضيلة اينكه ، انفاق تمام اموال خود را در راه خداوند نمود ، و مادر « صديقه كبرى فاطمه زهرا » - صلوات اللَّه عليها است - و جدّه « ائمّه طاهرين » [ عليهم السلام ] است ، و خداوند به توسط « جبرئيل » و « حضرت خاتم الانبياء » بر آن مخدّره سلام رسانيد ، و آن مخدّره در جواب فرمود : « إنّ اللَّه تعالى هو السّلامُ ، ومنهُ السّلامُ ، وَ عَليهِ السّلامُ ، و لَهُ السّلامُ » حضرت خديجه عليها السلام شرح احوال آن مخدّره را محض تبرّك در اين كتاب خود مىنويسم ، اما به

--> ( 1 ) - انعام : 59 در حاشيه اين كلمات نوشته شده است : عجب است كه دو روز بعد از مسجد الحرام مراجعت مىكردم ، در نزديك همان مقامى كه در خواب ديده بودم ، شخص نجفى به من رسيد ، و چند قرآن كوچك در دست داشت ، و اصرار نمود كه يك دانه از من بخريد ، خواب يادم آمد ، يك دانه خريدم ، باز كردم كه خط آن را بخوانم ، در صفحه اول آيهء مباركهء « لارطب و لايابسٍ » را ديدم ، تفأل نيكو و خواب و رؤياى صادقانه دانستم . ( 2 ) - اولين زنى كه اسلام آورد و با رسول خدا نماز گزارد .